تو را، چون جان و دل میخواهمت - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 6:21
عشق منهمسر عزیزمده ساله و خورده ایه که با همیمخیلی فراز و نشیب داشتیم، تلخ و شیرین داشتیم.. روزایی بوده که ازت متنفر بودم.. روزایی هم بوده که جونمو برات میدادم..نمیدونم انتهاش چی میشه؟ نمیدونم آخر قصه ما کجاست؟ ولی تو همین لحظه یه چیزی رو مطمئنم.. این که خیلی دوستت دارم و خیلی بابت بودنت قدردانم. ای...
تو را ، چون جان و دل میخواهمت.. - تاریخ: 1402/10/18 ساعت: 15:57
عشق منهمسر عزیزمده ساله و خورده ایه که با همیمخیلی فراز و نشیب داشتیم، تلخ و شیرین داشتیم.. روزایی بوده که ازت متنفر بودم.. روزایی هم بوده که جونمو برات میدادم..نمیدونم انتهاش چی میشه؟ نمیدونم آخر قصه ما کجاست؟ ولی تو همین لحظه یه چیزی رو مطمئنم.. این که خیلی دوستت دارم و خیلی بابت بودنت قدردانم. ای...
پست میگیرم یا نه؟ - تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 11:55
از نوشته قبلی تا الان خیلی همه چیز فرق کردههمسر دیگه کارش دور نیست و من دست تنها نیستم. از مهرماه 1401 اومد اینجا و من خیلی راحت شدم مسئولیتام کمتر شددو سال و نیم تمام سختی کشیدم و دیگه داشتم جون به لب میشدم..یادمه روزی که رفت نیکان فقط 14 روزش بود. خلاصه گذشت درسته سخت گذشت ولی بازم گذشت...نتیجه عم...
یه پله به جلو - تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 11:55
باورتون میشه اولین دوره مجازیم رو برگزار کردم و 23 میلیون ازش دراوردم. دقیقا عید تصمیم گرفتم و تیر ماه عملیش کردم 4 ماه طول کشید ولی بالاخره تونستم و بابتش خیلی خوشحالم..مبلغش اصلا مهم نیس ولی اینکه تونستم ازمهارتی که از بچگی عاشقش بودم یعنی آموزش پول دربیارم خیلی برام لذت بخشه.. ماشالا به خودم:))Ad...
عمل دماغم - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 15:52
کلاس اول علی تموم شدسال سختی بودمن بودم و یه بچه هفت ساله و یه کوچولوی زیر دوسالیکی رو میبردم مدرسه (سرویس برقرار نبود) اون یکی مهد کودک با همسری که کارش دور افتاده و همه چیز گردن خودمهخیلی سختی کشیدممخصوصا دوسه ماه اخر که مامانمم نبود و رفته بود شهرشوندعواهام با همسر تمومی نداشت دعواهایی ک میدونستم...
175 - تاریخ: 1401/4/10 ساعت: 17:01
یه وقتایی به یه جایی میرسی که میفهمی تا خدا برات نخواد نمیشه.. و وقتی اصلا تو فکرش نیستی خدا همه چیو جفت و جور میکنه که بشه! خدایا من این روزا چقد نیاز دارم به این شدنهات.. به این لطف های یهوییت.. من همه چیو سپردم دست خودت دیگه از بنده هات ناامید شدم. خیلی جاها بهم کمک کردی لطف کردی که انتظارشو نداش...
176 - تاریخ: 1401/4/10 ساعت: 17:01
...من و تو و پستی بلندیای زندگیمونو یک دنیا خوشبختی اومدم اینجا بنویسم دیدم همه چیو سپردم دست خودش و خیالم راحت شد... | پنجشنبه چهارم شهریور ۱۴۰۰| 13:37|خانوم بَس | Adblock test (Why?)
177 - تاریخ: 1401/4/10 ساعت: 17:01
زندگی مثل برق و باد میگذره و تغییرات جدید و روزای متفاوت رقم میزنه.پسر ارشدم تا پند روز دیگه رسما کلاس اول رو شروع میکنه و من نقش جدیدی با عنوان اولیای دانش آموز به مسئولیت هام اضافه میشه. فکرشو بکن ! انگار همین دیروز بود خودم دانش آموز بودم.. خیلی با نمکه که الان مامان دانش آموزم.. باید این هفته بب...
167 - تاریخ: 1399/1/16 ساعت: 21:06
امروز دقیقا 33 هفته و یک روزه که گل پسر رو باردارم..بله پسره:)کرونا حسابی داره جولان میده وآینده ی خاصی برا جهان نمیشه متصور بود!افتادیم تو یه پیچ تاریخی عجیب و غریب..کل جهان قرنطینه ان و اقتصاد دنیا
165 - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:39
و چه روزهای تلخی رو با خودش اورد نود و هشت...از پست قبلی تا الان شاید ۵ سال پیر شدمیعنی میشه یه روز اینارو بخونم و بگمچه خوب شد که حل شد؟؟؟خدایا بازم فقط خودت و خودت..قربونت برم که تو یه لحظه از اوج به فرود میاری .......خونه . کلاهبردار . لعنتی ....
154 - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 17:17
مهربون خدا شکرت... حالم خیلی خوبه..خیلی خوووووب (چیزی ک تو مسئله کار دوس داشتم همیشه داره برام اتفاق میفته)
155 - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 17:17
دوری اما خیلی نزدیییییییییییک دلم تنگه تنهاترینم... حقمه اخه؟؟ زود برگزد:( من که برام عادی نمیشه بی تو بودن... ایمو و سوما و ویدیوچتای مختلف دردی درمون میکنن مگه؟؟
بعد از یک ماه.... - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 17:17
لحظه ی دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام ، مستم باز می لرزد ، دلم ، دستم باز گویی در جهان دیگری هستم های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست و آبرویم را نریزی ، دل ای نخورده مست لحظه ی دیدار نزدیک است...
دوباره! - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 17:17
دوباره شاغل شدم از نوع هرروزش و کارمندی.. حقیقتا هنوز خودمم نمیدونم کار درستی کردم یا نه! احتمالا چند سال دیگه ک بیام این پست رو بخونم یا بگم آفرین دمت گرم، یا خودمو سرزنش کنم! یا خیلی بی تفاوت باشم.. چیزی که میدونم اینه که باید از لحظه هام ، از چیزی ک دارم و شرایطی که هستم لذت ببرم هرچی که میخاد با...
شاید یه روز بخونی - تاریخ: 1397/4/21 ساعت: 16:34
  بجای اینستاگرام اینجا مینویسم اینارو..شاید جای بهتری باشه. &#1575
159 - تاریخ: 1397/4/21 ساعت: 16:34
...من و تو و پستی بلندیای زندگیمونو یک دنیا خوشبختی پرم از خالی... نمیدونم &
160 - تاریخ: 1397/4/21 ساعت: 16:34
میخام تو ۱۶۰ امین یادداشتم تواین وب بعد از پنج سال اسکار لارج ترین شوهر دنیا رو بهش بدم..اصلا یکی از همین آیتمای جذابیت مردها همینه که خیلیا ازش غافلن:)) حسن ختام بهار سفر جذاب ۸ روزه به کرد&
139 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 11:31
چی به سرمون اومده که دیگه اعصاب همو نداریم؟! همش به خودم قول میدم آدم باشم ولی ناپایداره قولم! از حق نگذریم تو هم قدیما خیلیییی صبورتر بودی.. فقط خود خدا کمک کنه آروم باشیم | شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶| 10:24|خانوم بَس ِ همسرش!|
اصفهان - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 11:31
خیلی یهویی و فوری و سورپرایزی یه روز از روزای اخر ماه رمضون که کسل بودم زنگ زدم بهش گفتم عید فطر دو روز تعطیله با دوروز مرخصی بعدش میچسبه به جمعه و کلی وقته..بریم مسافرت سه تایی؟؟ گفت کجا؟ گفتم شمال؟ گفت نه خیییلی شلوغ و ترافیکه تو این تعطیلات..گفتم اصفهان؟ گفت باشه!! برو هتل سرچ کن.. یه هتل سنتی کو...
میخوام بهتر باشم! - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 11:31
یه فایل اینترنتی خردیدم که تمرینات فلای لیدی رو دونه دونه توضیح داده به نام : زمان کمتر، خانه تمیزتر!خیلی عالیه فعلا که خوب پیش رفتم امیدوارم ثابت قدم باشم! تمریناتش جوریه که یکی رو شروع میکنی چندروز انجام میدی بعد که تثبیت شد یکی دیگه رو اضافه میکنی..و بعد یه مدت حدودا دو ماهه چنتا عادت تثبیت شده ر...